فرزند زمستان
از سپیدی برف می نویسم ولی نمی دانم چرا تاریک است.
به هرحال من از دیگر روزها شاد ترم. شاید روح نوروز زنده باشد. نوروزتان پیروز و باشد که فردا به از دیروز. امروز چه؟ این با توست!
نوروز شاید ترانه ای بود. مردم آن را زیر لب میخواندند و شاید شاد بودند.سال ها بعد نوروز به فریاد بدل گشت و آرش و فریدون را متولد کرد. و اکنون نوروز( و سایر جشن های کهن) نشانی از ترانه و یا حتی فریاد ندارند.به بازیچه ی دولتها بدل گشته اند. ۶ سین برای سیاست و ۱سین برای سکوت.
نوشته شده در پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت
16:46 توسط کاف.یوشبان| |
| Design By : Night Skin |


