تبليغاتX
فرزند زمستان


فرزند زمستان

از سپیدی برف می نویسم ولی نمی دانم چرا تاریک است.





شاید  18  یا 19 ساله بود . به قول دوستاش  فلفلی شده بود. پلکهاش تاول زده بود ، یک لحظه فکر کردم خون گریه می کنه (  که بعداً فهمیدم واقعاً  اینطور بوده) .  تنها چند ثانیه طلاقی چشماش با لنز دوربین کافی بود ، تا  روی دامن سبز شنبه ، یک  لکه قرمز بیفته. نگران دوستاش بود ، یک نفس می گفت :" همه رو بردن ، همه رو بردن... " .  تو همین حال و هوا بودم که دیدم یکی با عجله به طرف دختره دوید و گفت: " لیلا کو؟ " . وقتی دختر جوون دوباره خون گریه کرد ، پسره نشست کف اورژانس و فقط  می گفت الله  اکبر .... .
وقتی  لنز زندگیت ، پرده اشک باشه ، واسه گرفتن این عکس ها ، خیلی وقتا پیکسل کم می آوری....



تیر خلاص من چرا ، میل جسد نمی کند           به گورهای پر جسد ، هیچ رســد نمی کند
در طمع شکار دل ، طعمه تقـــــــلای فرار           صیاد بـــی وفای ما ، هیچ رســد نمی کند
ستاره تا گنبد شب ،هزار هزار ، هزار هزار          نوری بده به چشم من ،هیچ رسد نمی کند
نوشته شده در جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 23:19 توسط کاف.یوشبان| |

رئیس جمهور محبوب من به همسر رقیبش اهانت می کند. رئیس جمهور محبوب شما چطور؟
I JUST FEEL SORROW SORROW SORROW

رای YOU ،  رای  ME  ، رای WE  ،،،،، میر حسین موسَ WE !!!!
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت 1:31 توسط کاف.یوشبان| |

سنگ ، کاغذ ، قیچی

شیشه دل

سنگ بغض

کاغذ شعر

قیچی غم.

شکست،

بریدی.

و

تکرار ابدی بازی سنگ و کاغد و ....

 من و تو.


اون پرنده تو بودی ، پیرهن ابر رو درید ، رفت و گم شد تو غروب ، رفت و از همه برید... اون که روی عاشقی ، طرح دلتنگی کشید ، جفت پرشکتش رو توی تنهایی ندید. من اون پرندم....

نوشته شده در سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 22:46 توسط کاف.یوشبان| |

اخم که می کند

                         یک دنیا

                                    با تمام لب هایش

                                                      خند  می شود.

 


به احتمال ۹۹٪ فقط یه نفر معنی این چند خط رو می فهمه . ولی خب ! جالبیش اینه که همینطوری باشه!
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 20:52 توسط کاف.یوشبان| |


Design By : Night Skin