تبليغاتX
فرزند زمستان


فرزند زمستان

از سپیدی برف می نویسم ولی نمی دانم چرا تاریک است.

همیشه برام سوال بود که چرا وقتی موش پرید تو سوراخ خرگوشه گفت آخ؟؟
نوشته شده در پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 19:19 توسط کاف.یوشبان| |

کاش همه تصادف ها به همین خوبی بود . بعضی تصادف ها مصادف می شن با صدف ها . بعد میرن تو دریا. بعد سوار می شن رو موج میرن تو اوج. مثل تصادف .....

نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 16:44 توسط کاف.یوشبان| |

آدم تو زندگيش بايد آدم باشه. چون زندگي يه دمِ و دو دم نيست. اگه كاري كني كه آدميتت رو زير سول ببري ، اگه شوخياي بد كني اين كارو كردي ! يعني زير سوال بردي. بعدش بايد با غلط كردن همه چيزو درست كني!

پس بهتره كه شوخي نكني كه اونوقت شوخي تورو.....

نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 14:24 توسط کاف.یوشبان| |

شاید تقصیر معلم جغرافیمان بوده که دیگر ایران را یادمان نمی آید ،شاید هم معلم تاریخ. به هر حال ما تقصیری نداریم ، چون تمام تلاشمان را کردیم که سر جایمان بنشینیم و خفه شویم...
نوشته شده در شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 15:56 توسط کاف.یوشبان| |


Design By : Night Skin